پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

جان کیست ندانم که در این شهر برایت

ناکرده فدای همه جان‌ها به فدایت

حسنت ز حد افزون شد و غیرت نگذارد

کز چشم بد خلق سپارم به خدایت

تأثیر دعایش سبب ترک جفا شد

ای کاش نبودی اثری ای دل به دعایت

با این که بود جای تو دایم به دل من

هر لحظه ندانم که به جویم زکجایت

از ترک جفایت ستمی تازه مراد است

اکنون که گرفته است دلم خو به جفایت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰ز جور یار و گردون دل غمین است
  2. شمارهٔ ۹۱در بساط عاشقی از عشق غیر از نام نیست
  3. شمارهٔ ۹۲اشک من مانع آه سحری نیست که نیست
  4. شمارهٔ ۹۳آنرا که زهجر دردناک است
  5. شمارهٔ ۹۴همین نه غیر رخ یار دید و هیچ نگفت
  6. شمارهٔ ۹۵حکایت لب شیرین عبارتت به عبارت
  7. شمارهٔ ۹۶آن دل آرام که دل آینه دار رخ اوست
  8. شمارهٔ ۹۷عشق جانان را به جز ویرانهٔ دل خانه نیست
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.