پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

چسان سراغ تو گیرم ز خلق من که برایت

شدم هلاک وز غیرت نخواستم ز خدایت

به من ز ترک جفایت کنون که بر سر رحمی

همان رسد که در آغاز عاشقی ز جفایت

مرا چه سود که کاهد جدا ز لعل توام جان

که جان به جسم فزاید زلعل روح فزایت

زوال حسن تو خواهیم یا وفای تو اما

تو آن کسی که نه نفرین اثر کند نه دعایت

خوش آنکه همچو لب سرخ و گیسوان سیاهت

میی کشیده ز دستت سری نهاده به پایت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱در بساط عاشقی از عشق غیر از نام نیست
  2. شمارهٔ ۹۲اشک من مانع آه سحری نیست که نیست
  3. شمارهٔ ۹۳آنرا که زهجر دردناک است
  4. شمارهٔ ۹۴همین نه غیر رخ یار دید و هیچ نگفت
  5. شمارهٔ ۹۵حکایت لب شیرین عبارتت به عبارت
  6. شمارهٔ ۹۶آن دل آرام که دل آینه دار رخ اوست
  7. شمارهٔ ۹۷عشق جانان را به جز ویرانهٔ دل خانه نیست
  8. شمارهٔ ۹۸خطا نکرده بود روزم از تو تار عبث
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.