پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

در بساط عاشقی از عشق غیر از نام نیست

می گساران را بجز شهد هوس در جام نیست

بهر وصل شاهدی هر بزم خواهی چیده شد

نغمه ی چنگش بجز بانگ صلای عام نیست

ز آفت خط بتان زین بیش بود افسانه‌ها

شکر کاین افسانه ی باطل در این ایام نیست

هست هر آغاز را انجامی از پی وین زمان

از پی آغاز حسن نیکوان انجام نیست

بر خلاف عشق بازان من در این نخجیرگاه

هر طرف جویای آن صیدم که با من رام نیست

شاهدان را از زوال حسن بود اندیشه‌ها

کس به دور ما در این اندیشه‌های خام نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳آنرا که زهجر دردناک است
  2. شمارهٔ ۹۴همین نه غیر رخ یار دید و هیچ نگفت
  3. شمارهٔ ۹۵حکایت لب شیرین عبارتت به عبارت
  4. شمارهٔ ۹۶آن دل آرام که دل آینه دار رخ اوست
  5. شمارهٔ ۹۷عشق جانان را به جز ویرانهٔ دل خانه نیست
  6. شمارهٔ ۹۸خطا نکرده بود روزم از تو تار عبث
  7. شمارهٔ ۹۹به غیر مرگ که دور از توام به آن محتاج
  8. شمارهٔ ۱۰۰آنرا که درد عشق تو ره یافت در مزاج
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.