پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹

به غیر مرگ که دور از توام به آن محتاج

گر آن طبیب علاجم نمی کند چه علاج

به شهر حسن مه مصر بود چو رفت

نهاد بر سر آن شاه خوب رویان تاج

به بحر عشق تو دل چون سفینه و غمت

بر او چو باد مخالف ز هر طرف امواج

به غیر خسرو عشق بتان به ملک دلم

کسی نخواسته از کشور خراب خراج

(سحاب) ار شکند ساغر زجاجی دل

شود درست ولی هم ز فیض عام زجاج

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱هر که را در کیش او نهی است راح
  2. شمارهٔ ۱۰۲ز صاف راح بکش هر صباح جام صبوح
  3. شمارهٔ ۱۰۳ز شیخ ما چه شماری هزار فعل قبیح؟
  4. شمارهٔ ۱۰۴پوشد اگر نهان نه کنی در نقاب رخ
  5. شمارهٔ ۱۰۵فغان که زاغ به گلشن زبسکه شد گستاخ
  6. شمارهٔ ۱۰۶عشقت ز هر چه جز تو فراموشی آورد
  7. شمارهٔ ۱۰۷نگیرد تا دلت در دل دری چند
  8. شمارهٔ ۱۰۸هر گل که پس از مردنم از خاک بر آمد
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.