پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

عشقت ز هر چه جز تو فراموشی آورد

وصل تو آن شراب که بیهوشی آورد

بر هر زبانی آورد از من حکایتی

نامم که بر زبان تو خاموشی آورد

با کس منوش باده و گر پند بشنوی

چندان مخور که مستی و مدهوشی آورد

کآرد هر آنچه بر سر خوبان پارسا

شوق شراب و میل قدح نوشی آورد

بیند زبیم غیر به گردون و بر زبان

نام (سحاب) را به فراموشی آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸هر گل که پس از مردنم از خاک بر آمد
  2. شمارهٔ ۱۰۹اگر کام من سال و ماهی برآید
  3. شمارهٔ ۱۱۰با چشم تر هر جا روم کآن سرو بالا بگذرد
  4. شمارهٔ ۱۱۱گر یار بحالم نظری داشته باشد
  5. شمارهٔ ۱۱۲میل رفتن گر از آن گوشهٔ بامم باشد
  6. شمارهٔ ۱۱۳دل که او بیخبر از روز سیاهش باشد
  7. شمارهٔ ۱۱۴گفتی دل نا شاد تو را شاد توان کرد
  8. شمارهٔ ۱۱۵زروی لطف اگر یار در کنار نشیند
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.