پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

با چشم تر هر جا روم کآن سرو بالا بگذرد

دردا که سیل اشک ما نگذارد آنجا بگذرد

دیدارت ای بیدادگر افتد بفردای دگر

مانند امروزم اگر دور از تو فردا بگذرد

با لعلت ای عیسی نفس کآب حیاتست آن وبس

ظلم است اگر بر یاد کس نام مسیحا بگذرد

غیر ای نگار تندخو برتابد از مهر تو رو

گر بگذرد یکدم بر او نوعی که بر ما بگذرد

از دیدنت سهل است این گر بگذرد زاهد ز دین

شاید گرت ای نازنین بیند ز دنیا بگذرد

نارد گذار آن ماه رو سویم زخوف عیب جو

ور بگذرد از بیم او شادم که تنها بگذرد

تا دور گشتم ز آن پری گشتم ز خواب و خور بری

ز آنم (سحاب) اشک از ثری آه از ثریا بگذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲میل رفتن گر از آن گوشهٔ بامم باشد
  2. شمارهٔ ۱۱۳دل که او بیخبر از روز سیاهش باشد
  3. شمارهٔ ۱۱۴گفتی دل نا شاد تو را شاد توان کرد
  4. شمارهٔ ۱۱۵زروی لطف اگر یار در کنار نشیند
  5. شمارهٔ ۱۱۶ساقی بیار باده که ایام دی رسید
  6. شمارهٔ ۱۱۷هر آن خصمی که با من آسمان کرد
  7. شمارهٔ ۱۱۸که با آن شاه خوبان شمه‌ای از حال من گوید
  8. شمارهٔ ۱۱۹نیند طالب می عاشقان که خوردستند
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.