پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

نیند طالب می عاشقان که خوردستند

زجام عشق شرابی که تا ابد مستند

به روی مدعی آن در که سالها بستم

به حرف مدعی آخر به روی ما بستند

به فیض عشق در آغاز عاشقی دانم

هزار نکته که اهل جهان ندانستند

چه گونه وصل میسر شود که میل بتان

بود به سیم و زر و عاشقان تهیدستند

به پیش اهل خرد صعب تر بگویم چیست

ز نیستی کسان اینکه ناکسان هستند

اگر غم تو به مردن رود زدل بیرون

خوش آن کسان که بمردند و از غمت رستند

دگر (سحاب) زجور بتان چه اندیشم

که کرده اند به ما آنچه می توانستند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱هر زمان دامن به خون بی‌گناهی تر کند
  2. شمارهٔ ۱۲۲دل از باد صبا ز احوال دلبر چون خبر گیرد
  3. شمارهٔ ۱۲۳دم مرگ است و بازم دل بود در فکر یار خود
  4. شمارهٔ ۱۲۴با من فلک هزار جفا هر زمان کند
  5. شمارهٔ ۱۲۵نثارت جان کنم گر زر نباشد
  6. شمارهٔ ۱۲۶چو زلف بر مه رویش نقاب می‌گردد
  7. شمارهٔ ۱۲۷سکندر آگهیش گرز لعل جانان بود
  8. شمارهٔ ۱۲۸تا زحال دل من دلبر من غافل بود
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.