پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

با من فلک هزار جفا هر زمان کند

آری سپهر آنچه تو خواهی همان کند

با هر که مهربان شود او را کند هلاک

زین ره مگر فلک به منش مهربان کند

ز آسیب حادثات زمان آنزمان کسی

دوری کند که دوری از اهل زمان کند

باید فراق روی تو را خواست ز آسمان

چون بر خلاف خواهش کس آسمان کند

خوش آن که دولت ابدی رو کند به او

یعنی که رو به درگه پیر مغان کند

پیش تو مدعی کند اظهار شوق من

شاید به این وسیله تو را بدگمان کند

آزار من بقصد جفا می کند (سحاب)

اما بهانه این که مرا امتحان کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶چو زلف بر مه رویش نقاب می‌گردد
  2. شمارهٔ ۱۲۷سکندر آگهیش گرز لعل جانان بود
  3. شمارهٔ ۱۲۸تا زحال دل من دلبر من غافل بود
  4. شمارهٔ ۱۲۹چون من هر کس که از جان سیر باشد
  5. شمارهٔ ۱۳۰دل اگر از غم او کار مرا مشکل کرد
  6. شمارهٔ ۱۳۱هر کجا کو به چنین خط و چنان خال رود
  7. شمارهٔ ۱۳۲امیدواری من در جهان وصال تو باشد
  8. شمارهٔ ۱۳۳دانی که از کیم می وصلت به جام بود
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.