پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳

دانی که از کیم می وصلت به جام بود

زآن پیشتر که از می و معشوق نام بود

آزادیش کجا و رهایی کدام بود

تا بود جای مرغ دلم کنج دام بود

دانم که هوش من یکی از نیکوان ربود

اما نه آن قدر که بگویم کدام بود

گفتم رسم به وصل تو اما نشد نصیب

بودم به دل خیال خوشی لیک خام بود

چون من چرا رقیب نشد مبتلای هجر

با هر کس از فلک ز پی انتقام بود

صد ره خواص طاعت پنهان فزون تر است

مقصود شیخ اگر نه فریب عوام بود

کاری نگشت بر تنم آن خنجری که زد

لطفی (سحاب) کرد ولی ناتمام بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵اگر وقت سحر در ناله ی هر کس اثر باشد
  2. شمارهٔ ۱۳۶کو طاقت دیدار گرفتم که تواند
  3. شمارهٔ ۱۳۷با دل آگه شدم آن شوخ ستمکاره چه کرد
  4. شمارهٔ ۱۳۸بی بند کجا پای دل من بگذارد
  5. شمارهٔ ۱۳۹بستیم لب از شکوه ی پیمان گسلی چند
  6. شمارهٔ ۱۴۰هیچگه با من محنت زده بیداد نکرد
  7. شمارهٔ ۱۴۱لب لعلت چو میل باده کند
  8. شمارهٔ ۱۴۲از من به حذر یار هوسناک نباشد
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.