پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷

با دل آگه شدم آن شوخ ستمکاره چه کرد

از پی چاره ندانم دل بیچاره چه کرد

رحمی آمد به دلش عاقبت از گریهٔ من

قطرهٔ آب ببینید که با خاره چه کرد

کرده دورم ز برت با همه ثابت‌قدمی

دیدی آخر که به من گردش سیاره چه کرد

با من این گریه بیهوده به جز اینکه همین

کشت و هنگام نگه مانع نظاره چه کرد

زخم‌های دلم از ناوک دلدوز بدوخت

مرهمش را بنگر با دل صد پاره چه کرد

تا خورم می نخورم غم که اگر با همه کس

آسمان هر ستمی کرد به میخواره چه کرد

ما در اول قدم از پای فتادیم (سحاب)

در ره عشق بتان تا دل آواره چه کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹بستیم لب از شکوه ی پیمان گسلی چند
  2. شمارهٔ ۱۴۰هیچگه با من محنت زده بیداد نکرد
  3. شمارهٔ ۱۴۱لب لعلت چو میل باده کند
  4. شمارهٔ ۱۴۲از من به حذر یار هوسناک نباشد
  5. شمارهٔ ۱۴۳هر جا که غمی بر دل غمگین من آمد
  6. شمارهٔ ۱۴۴خواهم که کسم با خبر از راز نباشد
  7. شمارهٔ ۱۴۵دل بود چو دور از در خویشم به جفا کرد
  8. شمارهٔ ۱۴۶یکی است بیتو گرم زهر در گلو ریزند
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.