پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

هر جا که غمی بر دل غمگین من آمد

مانند غریبی است که دور از وطن آمد

یا رب ز پی اشک که آید به مزارم

شمعی که ندانم ز کدام انجمن آمد

باید ز رقیبان سخنی گفت به ناچار

تا لعل سخن گستر او در سخن آمد

پیمانه پی تو به بسی بشکنم اما

وقتی که ز پی ساقی پیمان شکن آمد

شرمنده (سحاب) از قدو رخسار تو گردد

هر جا به میان قصه ی سرو و سمن آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵دل بود چو دور از در خویشم به جفا کرد
  2. شمارهٔ ۱۴۶یکی است بیتو گرم زهر در گلو ریزند
  3. شمارهٔ ۱۴۷ز روی پردگی ما چو پرده بر گیرند
  4. شمارهٔ ۱۴۸دل کز اینگونه ز هجران تو خون خواهد شد
  5. شمارهٔ ۱۴۹ما و رقیب را دل نا شاد و شاد داد
  6. شمارهٔ ۱۵۰اگر زین پیش بر دستم دلی بود
  7. شمارهٔ ۱۵۱مرغ دل با زلف او آرام نتوانست کرد
  8. شمارهٔ ۱۵۲مرا مشکل گشا تا دل نباشد
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.