پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

لب لعلت چو میل باده کند

نشئه باده را زیاده کند

من سگ کوی دلبری که مرا

به کمند وفا قلاده کند

هر که جز کوی دوست قبله ی اوست

طاعت خویش را اعاده کند

نقش روی تو صفحه ی دل را

ز آرزوی دو کون ساده کند

فارغ از جورت آنکه همچو (سحاب)

جان نثار تو دل نداده کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳هر جا که غمی بر دل غمگین من آمد
  2. شمارهٔ ۱۴۴خواهم که کسم با خبر از راز نباشد
  3. شمارهٔ ۱۴۵دل بود چو دور از در خویشم به جفا کرد
  4. شمارهٔ ۱۴۶یکی است بیتو گرم زهر در گلو ریزند
  5. شمارهٔ ۱۴۷ز روی پردگی ما چو پرده بر گیرند
  6. شمارهٔ ۱۴۸دل کز اینگونه ز هجران تو خون خواهد شد
  7. شمارهٔ ۱۴۹ما و رقیب را دل نا شاد و شاد داد
  8. شمارهٔ ۱۵۰اگر زین پیش بر دستم دلی بود
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.