پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

با غیر ز می پر است جامت

شادیم به عیش ناتمامت

اندیشه ی مرهم ارکند دل

گو لذت زخم او حرامت

انکار قیامت ارکند کس

برخیز که بنگرد قیامت

ای مرغ دل از نخست گسترد

دامی ز وفا و کرد رامت

از بهر فریب دیگران بود

گر داشت دو روزی احترامت

آیند به شوق سنگ جورت

مرغان چمن بطرف بامت

دریاب گیاه خشک ما را

ای ابر عطا ز فیض عامت

بینی چو شتاب عمر سویم

آهسته چرا بود خرامت

آهی ز جگر کشیدم ای دل

کز چرخ کشیدم انتقامت

خط از رخ او دمید و گویا

گردید (سحاب) صبح شامت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱گرنه یک گل چون گل روی تو در گلزار نیست
  2. شمارهٔ ۸۲روشن از شعلهٔ دل عارض جانانهٔ ماست
  3. شمارهٔ ۸۳یاری مخواه از آن که به ما سازگار نیست
  4. شمارهٔ ۸۴بدامگاه غمت دل فتاده و شاد است
  5. شمارهٔ ۸۵امشب آن شمع شب‌افروز به کاشانهٔ کیست
  6. شمارهٔ ۸۶خوش دولتی است وصل تو نعمت حیات
  7. شمارهٔ ۸۷درین زمانه به هر گوشه بی زبانی هست
  8. شمارهٔ ۸۸جان کیست ندانم که در این شهر برایت
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.