فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ زهی طغرای نام نامیت عنوان دیوانها
- شمارهٔ ۲ ای ذات تو افتخار دنیا
- شمارهٔ ۳ تا سازم آشنایت نا آشنا نگارا
- شمارهٔ ۴ از دست دادخواه اگراینست آه ما
- شمارهٔ ۵ یاد بی تابی روز وصل یار آمد مرا
- شمارهٔ ۶ شعلهور چون برق خواهم بی تو آه خویش را
- شمارهٔ ۷ ننالد دل که ترسد بشنود هر کس فغانش را
- شمارهٔ ۸ دلی دارم به امید و وصالش شاد ازین شبها
- شمارهٔ ۹ سر کویی که هرگز ره ندارد پادشاه آنجا
- شمارهٔ ۱۰ نصیبم باد یا رب وصل او دور از رقیب اما
- شمارهٔ ۱۱ چون جرم گنه وفاست ما را
- شمارهٔ ۱۲ دانی که شوخ خوش سخن خوش کلام ما
- شمارهٔ ۱۳ دلم ز سینه برون رفت و جان بود تنها
- شمارهٔ ۱۴ دانی که چه کردیم متاع دل و دین را؟
- شمارهٔ ۱۵ دانی چه اثر داشت دعای سحر ما؟
- شمارهٔ ۱۶ بگشای پای ما که کمند وفای ما
- شمارهٔ ۱۷ عقده ای از کار ما نگشود لعل یار ما
- شمارهٔ ۱۸ مانند من سگی سر کوی حبیب را
- شمارهٔ ۱۹ در کویش ای رقیب همین درد بس مرا
- شمارهٔ ۲۰ کاش آنکه بر آمیخت به مهرش گِل ما را
- شمارهٔ ۲۱ ره به این ضعف ار به کوی یار می باید مرا
- شمارهٔ ۲۲ افزود جفای بت بیدادگرم را
- شمارهٔ ۲۳ گر به دل صد بار گویم قصهٔ جانانه را
- شمارهٔ ۲۴ به قصد صید دیگر ریخت خون صید دل ما را
- شمارهٔ ۲۵ ماند آخر حسرت دیدار او در دل مرا
- شمارهٔ ۲۶ گر سر انکار قتل چون منی دارد زننگ
- شمارهٔ ۲۷ گر نخواهم که به فرمان دل آرم جان را
- شمارهٔ ۲۸ صحبت اغیار داد ره به دلش کینه را
- شمارهٔ ۲۹ تا این دل دیوانه بود عاقلهٔ ما
- شمارهٔ ۳۰ ساقیا تا کی غم دوران گدازد تن مرا؟
- شمارهٔ ۳۱ سوزد هزار شمع به بیت الحزن مرا
- شمارهٔ ۳۲ گردون مباد آن که بیایی به خواب ما
- شمارهٔ ۳۳ چه منتی پر و بال شکسته بر سر ما
- شمارهٔ ۳۴ رقیب یافته در کوی یار بار امشب
- شمارهٔ ۳۵ کرده روی خود به خون دل خضاب
- شمارهٔ ۳۶ یا مرگ یا وصال ای کاش عنقریب
- شمارهٔ ۳۷ روز و شب می نالم از بخت بد و چشم پر آب
- شمارهٔ ۳۸ بختم به خواب کرد ز وصل تو کامیاب
- شمارهٔ ۳۹ کامم اگر طلب کنی یک رهم از وفا طلب
- شمارهٔ ۴۰ از آب و اشک ای لبت از خوی می در آب
- شمارهٔ ۴۱ گر خرد سنجد مه روی تو را با آفتاب
- شمارهٔ ۴۲ روز آن را که سیه گشت ز چشم سیهت
- شمارهٔ ۴۳ ز خشم و جنگ تو جان بس ملول و دلتنگ است
- شمارهٔ ۴۴ در خواب هم ز وصل تو کس کامیاب نیست
- شمارهٔ ۴۵ گویند که در شرع نبی باده حرام است
- شمارهٔ ۴۶ تا به کی باشد به بزم غیر یا در کوی دوست؟
- شمارهٔ ۴۷ از زلف و رخت روز و شبم تیره و تار است
- شمارهٔ ۴۸ در ره عشق اختیار از دست رفت
- شمارهٔ ۴۹ چون یوسف من گر به نکوئی پسری داشت
- شمارهٔ ۵۰ بسکه در عهدت به ما بیداد رفت
- شمارهٔ ۵۱ چه عجب گر دلم از عشق تو در تاب و تب است؟
- شمارهٔ ۵۲ به بزم ای زاهد اینک می سبیل است
- شمارهٔ ۵۳ ندارد تحفهٔ جان گر حقارت
- شمارهٔ ۵۴ مرا طاقت پرو غم اندکی نیست
- شمارهٔ ۵۵ دو عقیقت دو چشمه ی نوش است
- شمارهٔ ۵۶ اگر این روزگار و این زمانه است
- شمارهٔ ۵۷ در حریم وصل تو از رشک کارم مشکل است
- شمارهٔ ۵۸ چون خیال او ز جان مهجور نیست
- شمارهٔ ۵۹ فغان زاغ درین باغ با هزار یکی است
- شمارهٔ ۶۰ سویش ره آمد شد هر بوالهوسی نیست
متن اشعار به نقل از گنجور.