پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

گردون مباد آن که بیایی به خواب ما

اول ربود خواب ز چشم پر آب ما

نه از رموز عشق همین آگه است دل

بس گنجها که هست نهان در خراب ما

یا سوی بزم ماست روان یا به سوی غیر

تا از کدام گشته فزون اضطراب ما

چون بیندم به فکر امل عمر گویدم

مشکل که با درنگ تو سازد شتاب ما

در بزم عشق شاهد ما ساقی دل است

کز خون خویش کرده به ساغر شراب ما

کمتر ز ذره ای به نظر آید آفتاب

آنجا که پرتوی فگند آفتاب ما

دیدار او به جلوه زهر سوی بی حجاب

مائیم آنچه پیش نظر شد حجاب ما

نبود زمان روز حساب آنقدر (سحاب)

تا کس رسد به جرم فزون از حساب ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴رقیب یافته در کوی یار بار امشب
  2. شمارهٔ ۳۵کرده روی خود به خون دل خضاب
  3. شمارهٔ ۳۶یا مرگ یا وصال ای کاش عنقریب
  4. شمارهٔ ۳۷روز و شب می نالم از بخت بد و چشم پر آب
  5. شمارهٔ ۳۸بختم به خواب کرد ز وصل تو کامیاب
  6. شمارهٔ ۳۹کامم اگر طلب کنی یک رهم از وفا طلب
  7. شمارهٔ ۴۰از آب و اشک ای لبت از خوی می در آب
  8. شمارهٔ ۴۱گر خرد سنجد مه روی تو را با آفتاب
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.