پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

سوزد هزار شمع به بیت الحزن مرا

زین داغها که از تو فروزد به تن مرا

خواهم ز دلبران جفا پیشه داد دل

یک چند دل اگر بگذارد به من مرا

ناصح بدست دل بگذار اختیار من

یا وارهان ز دست دل خویشتن مرا

پیمان ز بد گمانی من هر گهی شکست

افزود مهر آن بت پیمان شکن مرا

دستی که باشدم به گریبان چه می کنی

روزی که باشد از تو به جیب کفن مرا

شادم که پا ز انجمن این و آن کشید

از بس (سحاب) دید به هر انجمن مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳چه منتی پر و بال شکسته بر سر ما
  2. شمارهٔ ۳۴رقیب یافته در کوی یار بار امشب
  3. شمارهٔ ۳۵کرده روی خود به خون دل خضاب
  4. شمارهٔ ۳۶یا مرگ یا وصال ای کاش عنقریب
  5. شمارهٔ ۳۷روز و شب می نالم از بخت بد و چشم پر آب
  6. شمارهٔ ۳۸بختم به خواب کرد ز وصل تو کامیاب
  7. شمارهٔ ۳۹کامم اگر طلب کنی یک رهم از وفا طلب
  8. شمارهٔ ۴۰از آب و اشک ای لبت از خوی می در آب
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.