پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

صحبت اغیار داد ره به دلش کینه را

زشت کند روی زشت چهره ی آئینه را

در بر طفلی که یافت ره به دبستان عشق

شادی یک شنبه نیست صد شب آدینه را

چون دل بی رحم او شد دل من آهنین

بس که زپیکان خویش کرد هدف سینه را

از اثر آه من سرزده خطش بلی

تیره کند دود آه طلعت آئینه را

صوفی از آلودگی کسوف خود پاک خواست

زان به می صاف شست خرقه ی پشمینه را

گفته خسرو نکرد جلوه چو طبع (سحاب)

ریخت به درگاه شاه گوهر گنجینه را

داور انجم سپاه فتحعلی شه که شست

از سیر خسروان دفتر پیشینه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰ساقیا تا کی غم دوران گدازد تن مرا؟
  2. شمارهٔ ۳۱سوزد هزار شمع به بیت الحزن مرا
  3. شمارهٔ ۳۲گردون مباد آن که بیایی به خواب ما
  4. شمارهٔ ۳۳چه منتی پر و بال شکسته بر سر ما
  5. شمارهٔ ۳۴رقیب یافته در کوی یار بار امشب
  6. شمارهٔ ۳۵کرده روی خود به خون دل خضاب
  7. شمارهٔ ۳۶یا مرگ یا وصال ای کاش عنقریب
  8. شمارهٔ ۳۷روز و شب می نالم از بخت بد و چشم پر آب
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.