پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

مرا طاقت پرو غم اندکی نیست

گر این بسیار آن نیز اندکی نیست

غم افزون، صبر کم امید بسیار

به دل در عاشقی دردم یکی نیست

کند منع رمیدن شوق دامت

تو پنداری که صید زیرکی نیست؟

بسی افتاده سر در عرصه ی عشق

ولی زخمی پدید از تارکی نیست

یقینم گشت از بی مهری او

که در مهر (سحاب) او را شکی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶اگر این روزگار و این زمانه است
  2. شمارهٔ ۵۷در حریم وصل تو از رشک کارم مشکل است
  3. شمارهٔ ۵۸چون خیال او ز جان مهجور نیست
  4. شمارهٔ ۵۹فغان زاغ درین باغ با هزار یکی است
  5. شمارهٔ ۶۰سویش ره آمد شد هر بوالهوسی نیست
  6. شمارهٔ ۶۱به کوی یار مرا جور آسمان نگذاشت
  7. شمارهٔ ۶۲آنکه بی غم نه یک زمان دل ماست
  8. شمارهٔ ۶۳مدار امید وفا از دلی که کین دانست
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.