پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

فغان زاغ درین باغ با هزار یکی است

گلیش کاین دو یکی نیست از هزار یکی است

یکی است جور و جفا گرچه پیش غیر دو تاست

دو تاست عشق و هوس گرچه پیش تار یکی است

همان بود به دل عندلیب خار ملال

به باغ اگر همه گل صد هزار و خار یکی است

بقصد صید دلم هر کس افگند تیری

چه شد که این همه صیاد را شکار یکی است

ز لطف او نشود هر دل خراب آباد

چرا که شهر بسی هست و شهر یار یکی است

به اکتساب هنر کوش و ترک جهل (سحاب)

اگرچه هر دو بر اهل روزگار یکی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱به کوی یار مرا جور آسمان نگذاشت
  2. شمارهٔ ۶۲آنکه بی غم نه یک زمان دل ماست
  3. شمارهٔ ۶۳مدار امید وفا از دلی که کین دانست
  4. شمارهٔ ۶۴مدعی بی تو در بلای من است
  5. شمارهٔ ۶۵جز دام توام شکر که جای دگری نیست
  6. شمارهٔ ۶۶تا زهر صید نه در دام تو غوغایی هست
  7. شمارهٔ ۶۷نه همین کوی تو از لوث رقیبان پاک نیست
  8. شمارهٔ ۶۸با آنکه هیچ میل کسی در دل تو نیست
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.