پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

در خواب هم ز وصل تو کس کامیاب نیست

کان دیده را که روی تو دیده است خواب نیست

غیر از بنای عشق کزین سیل محکم است

نبود عمارتی که ز اشکم خراب نیست

جان می‌رود ز تن مگر امروز در وداع‌

کز بیم هجر او به دلم اضطراب نیست

نقش خیال خویش به چشم پر آب بین

گویند اگر ‌«ثبات به نقش بر آب نیست‌»

با قد همچو چنگ و دل چون رباب من

در محفل تو حاجت چنگ و رباب نیست

امشب درنگ محنت هجران ز حد گذشت

آیا چه شد که دور فلک را شتاب نیست؟

شادم که با خطای فزون از حساب ما

اندیشهٔ حساب به روز حساب نیست

یک روز نگذرد که ز تأثیر مدح شاه

طبع (سحاب) غیرت طبع سحاب نیست

دارای دهر فتحعلی شه که نُه سپهر

در قلزم عطاش بجز نُه حباب نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶تا به کی باشد به بزم غیر یا در کوی دوست‌؟
  2. شمارهٔ ۴۷از زلف و رخت روز و شبم تیره و تار است
  3. شمارهٔ ۴۸در ره عشق اختیار از دست رفت
  4. شمارهٔ ۴۹چون یوسف من گر به نکوئی پسری داشت
  5. شمارهٔ ۵۰بسکه در عهدت به ما بیداد رفت
  6. شمارهٔ ۵۱چه عجب گر دلم از عشق تو در تاب و تب است؟
  7. شمارهٔ ۵۲به بزم ای زاهد اینک می سبیل است
  8. شمارهٔ ۵۳ندارد تحفهٔ جان گر حقارت
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.