پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

بسکه در عهدت به ما بیداد رفت

از تو بیداد سپهر از یاد رفت

خود چه دام است اینکه بیخود سوی آن

هر کجا صیدی که بود آزاد رفت

از وصال آبی نزد بر آتشم

تا ز هجران خاک من بر باد رفت

شد چو نومید از وفاتم رفت آه

بر سرم شاد آمد و ناشاد رفت

باز امشب همنشین مدعی است

عهد دوشینش مگر از یاد رفت

رغم خسرو بود دامنگیر او

روزی ار شیرین سوی فرهاد رفت

نالد از بیداد دیگر هر کسی

بر در آن شاه بهر داد رفت

بی نصیبی بین که تا صیدم (سحاب)

رفت سوی صید گه صیاد رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲به بزم ای زاهد اینک می سبیل است
  2. شمارهٔ ۵۳ندارد تحفهٔ جان گر حقارت
  3. شمارهٔ ۵۴مرا طاقت پرو غم اندکی نیست
  4. شمارهٔ ۵۵دو عقیقت دو چشمه ی نوش است
  5. شمارهٔ ۵۶اگر این روزگار و این زمانه است
  6. شمارهٔ ۵۷در حریم وصل تو از رشک کارم مشکل است
  7. شمارهٔ ۵۸چون خیال او ز جان مهجور نیست
  8. شمارهٔ ۵۹فغان زاغ درین باغ با هزار یکی است
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.