پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴

از دست دادخواه اگراینست آه ما

آه ار به داد ما نرسد دادخواه ما

از جرم خون من مکن اندیشه ای به حشر

کآنجا به غیر دل نبود کس گواه ما

صد بار آشیان مرا سوخت برق آه

یک خار کم نکرد به عمری ز آه ما

تأثییر آه ماست که کرده است ایمنش

اندیشه ای که داشت ز تأثیر آه ما

دل هر دم از تو نالد و من عذر خواه او

از این گناه تا که شود عذر خواه ما

گر پرتوی ز ماه بیفتد در آن (سحاب)

هر محفلی که گشته فروزان ز ماه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶شعله‌ور چون برق خواهم بی تو آه خویش را
  2. شمارهٔ ۷ننالد دل که ترسد بشنود هر کس فغانش را
  3. شمارهٔ ۸دلی دارم به امید و وصالش شاد ازین شب‌ها
  4. شمارهٔ ۹سر کویی که هرگز ره ندارد پادشاه آنجا
  5. شمارهٔ ۱۰نصیبم باد یا رب وصل او دور از رقیب اما
  6. شمارهٔ ۱۱چون جرم گنه وفاست ما را
  7. شمارهٔ ۱۲دانی که شوخ خوش سخن خوش کلام ما
  8. شمارهٔ ۱۳دلم ز سینه برون رفت و جان بود تنها
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.