پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲

ای ذات تو افتخار دنیا

نازان به تو امهات و آبا

عنوان کتاب آفرینش

از نام تو یافته است طغرا

با جوهر اولین وجودت

از شایبه ی دویی مبرا

شد جای تو در جهان و باشد

بحری به میان قطره یی جا

از ریزش آستین وجودت

دامان ثری است بر ثریا

آثار جلال ذوالجلال است

چتر مه و مهر عالم آرا

انوار نهان خویش را کرد

از روی تو ایزد آشکارا

افلاک کجا و سجده ات لیک

خم کرده قدی به این تمنا

از فیض مدیح کیست زین سان

اشعار (سحاب) رشک شعرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴از دست دادخواه اگراینست آه ما
  2. شمارهٔ ۵یاد بی تابی روز وصل یار آمد مرا
  3. شمارهٔ ۶شعله‌ور چون برق خواهم بی تو آه خویش را
  4. شمارهٔ ۷ننالد دل که ترسد بشنود هر کس فغانش را
  5. شمارهٔ ۸دلی دارم به امید و وصالش شاد ازین شب‌ها
  6. شمارهٔ ۹سر کویی که هرگز ره ندارد پادشاه آنجا
  7. شمارهٔ ۱۰نصیبم باد یا رب وصل او دور از رقیب اما
  8. شمارهٔ ۱۱چون جرم گنه وفاست ما را
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.