پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

گر سر انکار قتل چون منی دارد زننگ

به که در محشر گواه خود کند قاتل مرا

ضعفم افزون باد یا رب در شب هجران (سحاب)

زآنکه فارغ کرد از این افغان بیحاصل مرا

بیش از اینم طاقت بیداد نبود چون کنم

گه از جورش رهاند خسرو عادل مرا

شه نشان فتحعلی شاه آنکه بنوازد (سحاب)

با هزاران جرم باز از رحمت شامل مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸صحبت اغیار داد ره به دلش کینه را
  2. شمارهٔ ۲۹تا این دل دیوانه بود عاقلهٔ ما
  3. شمارهٔ ۳۰ساقیا تا کی غم دوران گدازد تن مرا؟
  4. شمارهٔ ۳۱سوزد هزار شمع به بیت الحزن مرا
  5. شمارهٔ ۳۲گردون مباد آن که بیایی به خواب ما
  6. شمارهٔ ۳۳چه منتی پر و بال شکسته بر سر ما
  7. شمارهٔ ۳۴رقیب یافته در کوی یار بار امشب
  8. شمارهٔ ۳۵کرده روی خود به خون دل خضاب
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.