پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی

نورس دماوندی

غزلیات

۴۸۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۶۱ نسیم گل چه کنم چیست نکهت سمنم
  2. شمارهٔ ۳۶۲ دیده را آیینه ی صورت اشیا کردم
  3. شمارهٔ ۳۶۳ از مهر همچو سینه ی مشرق لبالبم
  4. شمارهٔ ۳۶۴ طفل اشکم را قدم هر چند فرسودی به چشم
  5. شمارهٔ ۳۶۵ تکیه بر لطف الهی دارم
  6. شمارهٔ ۳۶۶ فغان چو شد چونی از بند بندم بس که نالانم
  7. شمارهٔ ۳۶۷ شمع آگاهی کجا افزود از بالین گرم
  8. شمارهٔ ۳۶۸ نبیند تیغ آن مه را چو بر سر قطره ی خونم
  9. شمارهٔ ۳۶۹ موی چشم آیینه را گردد تن کاهیده ام
  10. شمارهٔ ۳۷۰ پیشتر گل دام چشم اشکباری داشتیم
  11. شمارهٔ ۳۷۱ به ایمایی ز ایمان بی نصیب انداختی بازم
  12. شمارهٔ ۳۷۲ عجب مدار که پا در رکاب شد دل و دینم
  13. شمارهٔ ۳۷۳ چون من از شرم گناه خویش از جا می روم
  14. شمارهٔ ۳۷۴ پیچم چو نامهٔ غم دل باز می‌کنم
  15. شمارهٔ ۳۷۵ از قفس روزی که مصر آرزو می ساختم
  16. شمارهٔ ۳۷۶ اگر تاری ز زلف آن پری رو در بغل دارم
  17. شمارهٔ ۳۷۷ از سواد رقم زلف اگر بی خبرم
  18. شمارهٔ ۳۷۸ دمی که از مه رویش نقاب می گیرم
  19. شمارهٔ ۳۷۹ دلی حیران آن حور پری رو در بغل دارم
  20. شمارهٔ ۳۸۰ یاد ایامی که در دل خار خاری داشتیم
  21. شمارهٔ ۳۸۱ کمر یار بسته می بینم
  22. شمارهٔ ۳۸۲ من که گردون در بغل چون وقت ساعت می کشم
  23. شمارهٔ ۳۸۳ من آن طفلم که جوید دایگی مهر جهانگیرم
  24. شمارهٔ ۳۸۴ بوسه بر لعل گهر بار تو سیمین بر زدم
  25. شمارهٔ ۳۸۵ شور سودای تو در سر دارم
  26. شمارهٔ ۳۸۶ دست و پا از خون چو مژگان در حنا می داشتم
  27. شمارهٔ ۳۸۷ تا بر خم گیسوی تو پیچید نگاهم
  28. شمارهٔ ۳۸۸ به گلشن حرفی از بالای آن گل پیرهن گفتم
  29. شمارهٔ ۳۸۹ از چمن تا کعبه ی کوی تو رفت از خود دلم
  30. شمارهٔ ۳۹۰ ز مهر جلوه فال تجلی زد بر او دوشم
  31. شمارهٔ ۳۹۱ گرم و تر در عشق چون اشک کباب افتاده ام
  32. شمارهٔ ۳۹۲ می دهد تا زنده ام روزی خدا چون بنده ام
  33. شمارهٔ ۳۹۳ آنچه در وجه مقرر دارم
  34. شمارهٔ ۳۹۴ چنین که بر سرهر حرف او سخن دارم
  35. شمارهٔ ۳۹۵ آن شفق گون چهره چون ساقی است امشب در برم
  36. شمارهٔ ۳۹۶ قبای مردمی بر قامتت کوتاه چون دیدم
  37. شمارهٔ ۳۹۷ آن طایرم که تیر جفا را نشانه ام
  38. شمارهٔ ۳۹۸ غبار در دل از آن خط مشکبار ندارم
  39. شمارهٔ ۳۹۹ ز استغنا کند گردش چو گردون آسیای من
  40. شمارهٔ ۴۰۰ به هر دم شمع آه از شوخی مژگان شود روشن
  41. شمارهٔ ۴۰۱ چهره ی معنی گشاید کلک سحر آثار من
  42. شمارهٔ ۴۰۲ آیینه روی صحبتم من
  43. شمارهٔ ۴۰۳ یه یک ساغر ای ساقی مست من
  44. شمارهٔ ۴۰۴ بسته دارد طلسم تن دندان
  45. شمارهٔ ۴۰۵ ای بر لب تو خال سیه مهره دار حسن
  46. شمارهٔ ۴۰۶ گر شبی خندان گل من بی نقاب آید برون
  47. شمارهٔ ۴۰۷ بس که راه دلکش حرف است مشکل تا زبان
  48. شمارهٔ ۴۰۸ گوشی به حرف نرگس دنباله دار کن
  49. شمارهٔ ۴۰۹ به خنجر کج مژگان او شهید شدن
  50. شمارهٔ ۴۱۰ شد به حرف حقه ی لعل تو مایل تا زبان
  51. شمارهٔ ۴۱۱ افراخت قد آن چهره بر افروخته ی من
  52. شمارهٔ ۴۱۲ کرده تا طوفان معنی لفظ گوهر بار من
  53. شمارهٔ ۴۱۳ تا ز سرو قامتش دل شد مهیای سخن
  54. شمارهٔ ۴۱۴ تا شد از چشم ترم جیحون خوناب آستین
  55. شمارهٔ ۴۱۵ گر چه می مالد نهیبم خصم را رو بر زمین
  56. شمارهٔ ۴۱۶ ای سر ز من پیچده تر گرد سرت گردیده من
  57. شمارهٔ ۴۱۷ رو نما سازد ز جان حسن دلارای سخن
  58. شمارهٔ ۴۱۸ تا شد آن زنار کاکل سایه ی گستر بر زمین
  59. شمارهٔ ۴۱۹ به افسون ریاضت خصم جانی میتوان کشتن
  60. شمارهٔ ۴۲۰ اگر عکسی فتد از لعل ساقی در ایاغ من

متن اشعار به نقل از گنجور.