فهرست اشعار
- شمارهٔ ۳۶۱ نسیم گل چه کنم چیست نکهت سمنم
- شمارهٔ ۳۶۲ دیده را آیینه ی صورت اشیا کردم
- شمارهٔ ۳۶۳ از مهر همچو سینه ی مشرق لبالبم
- شمارهٔ ۳۶۴ طفل اشکم را قدم هر چند فرسودی به چشم
- شمارهٔ ۳۶۵ تکیه بر لطف الهی دارم
- شمارهٔ ۳۶۶ فغان چو شد چونی از بند بندم بس که نالانم
- شمارهٔ ۳۶۷ شمع آگاهی کجا افزود از بالین گرم
- شمارهٔ ۳۶۸ نبیند تیغ آن مه را چو بر سر قطره ی خونم
- شمارهٔ ۳۶۹ موی چشم آیینه را گردد تن کاهیده ام
- شمارهٔ ۳۷۰ پیشتر گل دام چشم اشکباری داشتیم
- شمارهٔ ۳۷۱ به ایمایی ز ایمان بی نصیب انداختی بازم
- شمارهٔ ۳۷۲ عجب مدار که پا در رکاب شد دل و دینم
- شمارهٔ ۳۷۳ چون من از شرم گناه خویش از جا می روم
- شمارهٔ ۳۷۴ پیچم چو نامهٔ غم دل باز میکنم
- شمارهٔ ۳۷۵ از قفس روزی که مصر آرزو می ساختم
- شمارهٔ ۳۷۶ اگر تاری ز زلف آن پری رو در بغل دارم
- شمارهٔ ۳۷۷ از سواد رقم زلف اگر بی خبرم
- شمارهٔ ۳۷۸ دمی که از مه رویش نقاب می گیرم
- شمارهٔ ۳۷۹ دلی حیران آن حور پری رو در بغل دارم
- شمارهٔ ۳۸۰ یاد ایامی که در دل خار خاری داشتیم
- شمارهٔ ۳۸۱ کمر یار بسته می بینم
- شمارهٔ ۳۸۲ من که گردون در بغل چون وقت ساعت می کشم
- شمارهٔ ۳۸۳ من آن طفلم که جوید دایگی مهر جهانگیرم
- شمارهٔ ۳۸۴ بوسه بر لعل گهر بار تو سیمین بر زدم
- شمارهٔ ۳۸۵ شور سودای تو در سر دارم
- شمارهٔ ۳۸۶ دست و پا از خون چو مژگان در حنا می داشتم
- شمارهٔ ۳۸۷ تا بر خم گیسوی تو پیچید نگاهم
- شمارهٔ ۳۸۸ به گلشن حرفی از بالای آن گل پیرهن گفتم
- شمارهٔ ۳۸۹ از چمن تا کعبه ی کوی تو رفت از خود دلم
- شمارهٔ ۳۹۰ ز مهر جلوه فال تجلی زد بر او دوشم
- شمارهٔ ۳۹۱ گرم و تر در عشق چون اشک کباب افتاده ام
- شمارهٔ ۳۹۲ می دهد تا زنده ام روزی خدا چون بنده ام
- شمارهٔ ۳۹۳ آنچه در وجه مقرر دارم
- شمارهٔ ۳۹۴ چنین که بر سرهر حرف او سخن دارم
- شمارهٔ ۳۹۵ آن شفق گون چهره چون ساقی است امشب در برم
- شمارهٔ ۳۹۶ قبای مردمی بر قامتت کوتاه چون دیدم
- شمارهٔ ۳۹۷ آن طایرم که تیر جفا را نشانه ام
- شمارهٔ ۳۹۸ غبار در دل از آن خط مشکبار ندارم
- شمارهٔ ۳۹۹ ز استغنا کند گردش چو گردون آسیای من
- شمارهٔ ۴۰۰ به هر دم شمع آه از شوخی مژگان شود روشن
- شمارهٔ ۴۰۱ چهره ی معنی گشاید کلک سحر آثار من
- شمارهٔ ۴۰۲ آیینه روی صحبتم من
- شمارهٔ ۴۰۳ یه یک ساغر ای ساقی مست من
- شمارهٔ ۴۰۴ بسته دارد طلسم تن دندان
- شمارهٔ ۴۰۵ ای بر لب تو خال سیه مهره دار حسن
- شمارهٔ ۴۰۶ گر شبی خندان گل من بی نقاب آید برون
- شمارهٔ ۴۰۷ بس که راه دلکش حرف است مشکل تا زبان
- شمارهٔ ۴۰۸ گوشی به حرف نرگس دنباله دار کن
- شمارهٔ ۴۰۹ به خنجر کج مژگان او شهید شدن
- شمارهٔ ۴۱۰ شد به حرف حقه ی لعل تو مایل تا زبان
- شمارهٔ ۴۱۱ افراخت قد آن چهره بر افروخته ی من
- شمارهٔ ۴۱۲ کرده تا طوفان معنی لفظ گوهر بار من
- شمارهٔ ۴۱۳ تا ز سرو قامتش دل شد مهیای سخن
- شمارهٔ ۴۱۴ تا شد از چشم ترم جیحون خوناب آستین
- شمارهٔ ۴۱۵ گر چه می مالد نهیبم خصم را رو بر زمین
- شمارهٔ ۴۱۶ ای سر ز من پیچده تر گرد سرت گردیده من
- شمارهٔ ۴۱۷ رو نما سازد ز جان حسن دلارای سخن
- شمارهٔ ۴۱۸ تا شد آن زنار کاکل سایه ی گستر بر زمین
- شمارهٔ ۴۱۹ به افسون ریاضت خصم جانی میتوان کشتن
- شمارهٔ ۴۲۰ اگر عکسی فتد از لعل ساقی در ایاغ من
متن اشعار به نقل از گنجور.