پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۸

به گلشن حرفی از بالای آن گل پیرهن گفتم

ز خجلت سرو موزون آب شد تا من سخن گفتم

گلاب افشان زخجلت غنچه چون منقار بلبل شد

حدیثی از لب لعلش چو با مرغ چمن گفتم

زبان شعله امشب در پر پروانه پیچیدم

چو شرح سوز دل گریان به شمع انجمن گفتم

نمیخواهد عزیز خویش را تنها کسی جایی

خیال من غریب افتاداز آن ترک وطن گفتم

زبان را دم به دم لبهای من معروض می گردد

چو شمع آن آتشین رخساره را گر سیم تن گفتم

مزن چین بر جبین گر مصحف حسن غلط خواندم

خطا کردم خط و خال تو را مشک ختن گفتم

اگر در حسن صورت غیرت غلمان فردوسی

به معنی ذو فنونی زان منت از اهل فن گفتم

نواسنج مقام پرده ی شرمم نکویان را

به آهنگ حسینی هر چه من گفتم حسن گفتم

به حرف بوسه خاطر خواه نورس لب زهم بگشا

بود نقش نگین هر خاطری را آنچه من گفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۰ز مهر جلوه فال تجلی زد بر او دوشم
  2. شمارهٔ ۳۹۱گرم و تر در عشق چون اشک کباب افتاده ام
  3. شمارهٔ ۳۹۲می دهد تا زنده ام روزی خدا چون بنده ام
  4. شمارهٔ ۳۹۳آنچه در وجه مقرر دارم
  5. شمارهٔ ۳۹۴چنین که بر سرهر حرف او سخن دارم
  6. شمارهٔ ۳۹۵آن شفق گون چهره چون ساقی است امشب در برم
  7. شمارهٔ ۳۹۶قبای مردمی بر قامتت کوتاه چون دیدم
  8. شمارهٔ ۳۹۷آن طایرم که تیر جفا را نشانه ام
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.