پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۹

از چمن تا کعبه ی کوی تو رفت از خود دلم

نکهت گل ناقه گشت و غنچه ی گل محملم

نی همین بر سینه از اشک من آتش دانه سوخت

موی آتش دیده شد برقی که زد بر حاصلم

کم نگردداز سر من سایه ی خورشید حسن

چون محبت ریشه محکم کرد در آب و گلم

آتش یاقوت از آب گهر گردد بلند

سایه گر افتد ز هجر از داغ خونین دلم

نو سواد خط زنجیرند این دیوانگان

رگ سلاسل شد بر اعضا از جنون کاملم

همچو کیمخت نیامش در حجاب ظلمت است

جدول آب حیات از شرم تیغ قاتلم

نیست باکم گر چو کشتی تن به دریا داده ام

می دهد صورت غبار خاطر از غم ساحلم

داغ حرمان سوخت بر دل گرمی هنگامه ام

در گداز پرتو خود همچو شمع محلفم

خانه بر دوش غمش را نیست جایی در نظر

همچو نورس کوچه ی تیغش بود سر منزلم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۱گرم و تر در عشق چون اشک کباب افتاده ام
  2. شمارهٔ ۳۹۲می دهد تا زنده ام روزی خدا چون بنده ام
  3. شمارهٔ ۳۹۳آنچه در وجه مقرر دارم
  4. شمارهٔ ۳۹۴چنین که بر سرهر حرف او سخن دارم
  5. شمارهٔ ۳۹۵آن شفق گون چهره چون ساقی است امشب در برم
  6. شمارهٔ ۳۹۶قبای مردمی بر قامتت کوتاه چون دیدم
  7. شمارهٔ ۳۹۷آن طایرم که تیر جفا را نشانه ام
  8. شمارهٔ ۳۹۸غبار در دل از آن خط مشکبار ندارم
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.