پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۳

آنچه در وجه مقرر دارم

لب خشک و مژه ی تر دارم

جام جم نیست که از دست دهم

به کف از آبله ساغر دارم

آه را دل سبب تاثیر است

فتح در قبضه ی خنجر دارم

سادگی نقش مرادی بوده است

تکیه بر تیغ ز جوهر دارم

در نظر موی زیادست دو کون

چشم و دل بس که توانگر دارم

مردمک نقطه ی سهو نظر است

از خطش چشم اگر بردارم

از فروغ سخن خود نورس

آب در دیده ی گوهر دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۵آن شفق گون چهره چون ساقی است امشب در برم
  2. شمارهٔ ۳۹۶قبای مردمی بر قامتت کوتاه چون دیدم
  3. شمارهٔ ۳۹۷آن طایرم که تیر جفا را نشانه ام
  4. شمارهٔ ۳۹۸غبار در دل از آن خط مشکبار ندارم
  5. شمارهٔ ۳۹۹ز استغنا کند گردش چو گردون آسیای من
  6. شمارهٔ ۴۰۰به هر دم شمع آه از شوخی مژگان شود روشن
  7. شمارهٔ ۴۰۱چهره ی معنی گشاید کلک سحر آثار من
  8. شمارهٔ ۴۰۲آیینه روی صحبتم من
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.