پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۱

چهره ی معنی گشاید کلک سحر آثار من

معنی اعجاز صورت بسته از گفتار من

نخل بند ترک و تجریدم چو نرگس در چمن

شدگل شب بوی بالین دیده ی بیدار من

غنچه یاد لبش چون وا شود در خاطرم

دارد از آب بقا شبنم گل دستار من

خاطر ویرانم آباد از بهار خط اوست

نکهت گل از سبک روحی شود معمار من

تاخت می آرد به دارالمرز چاک سینه ام

ترکمانی کرده ناز نرگس دلدار من

دور می گردد به جای آب در چشم گهر

سایه گر افتد به بحر از آه آتش بار من

همچو نی تاثیر دارد ناله ام در آستین

هیچ فرقی نیست از گفتار تا کردار من

می کند احیای هر افسرده فکر تازه ام

شد هم آواز دم عیسی لب گفتار من

بس که مهر از طینتم چون صبح در نشو و نماست

از زوال ایمن بود در روزگار آثار من

گوهر تاج حقیقت از خیالم گل کند

رفرف معراج گردد موج دریا بار من

بس که نورس چون غم خود جرم دارم بی حساب

عقده ی دل شد به کف تسبیح و استغفار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۳یه یک ساغر ای ساقی مست من
  2. شمارهٔ ۴۰۴بسته دارد طلسم تن دندان
  3. شمارهٔ ۴۰۵ای بر لب تو خال سیه مهره دار حسن
  4. شمارهٔ ۴۰۶گر شبی خندان گل من بی نقاب آید برون
  5. شمارهٔ ۴۰۷بس که راه دلکش حرف است مشکل تا زبان
  6. شمارهٔ ۴۰۸گوشی به حرف نرگس دنباله دار کن
  7. شمارهٔ ۴۰۹به خنجر کج مژگان او شهید شدن
  8. شمارهٔ ۴۱۰شد به حرف حقه ی لعل تو مایل تا زبان
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.