پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۲

آیینه روی صحبتم من

مشاطه ی حسن الفتم من

روشن از شمعم این دلیل است

پروانه چی محبتم من

چون آب حیات بخش خلقم

هر چند شکسته قیمتم من

کی سایه فکن به هر خسیسم

پرواز همای همتم من

بر شیشه ی هیچ دل نخوردم

سرشار می مروتم من

اجری خور من جهانیان اند

چون توشه کش قناعتم من

هم رنگ پذیر هر مجازم

هم بوی گل حقیقتم من

هم عینک چشم اعتبارم

هم نقش نگین دولتم من

نورس نشوم ذلیل اخوان

چون یوسف مصر عزتم من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۴بسته دارد طلسم تن دندان
  2. شمارهٔ ۴۰۵ای بر لب تو خال سیه مهره دار حسن
  3. شمارهٔ ۴۰۶گر شبی خندان گل من بی نقاب آید برون
  4. شمارهٔ ۴۰۷بس که راه دلکش حرف است مشکل تا زبان
  5. شمارهٔ ۴۰۸گوشی به حرف نرگس دنباله دار کن
  6. شمارهٔ ۴۰۹به خنجر کج مژگان او شهید شدن
  7. شمارهٔ ۴۱۰شد به حرف حقه ی لعل تو مایل تا زبان
  8. شمارهٔ ۴۱۱افراخت قد آن چهره بر افروخته ی من
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.