پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۶

گر شبی خندان گل من بی نقاب آید برون

دیده را از شبنم اشک آفتاب آید برون

بس که مستم از می لعلش خطی گر می کشند

از رگ سنگ مزار من شراب آید برون

بس که از شرم تو گلرویان این زیبند آب

از شرار شمع تا مجمر گلاب آید برون

کوثر لعل تو از دل موج زد شد سینه چاک

رخنه افتد در زمین جایی که آب آید برون

گرگشاید فال کاوشهای دل مژگان یار

از بغل اطفال اشکم را کتاب آید برون

بس که بزم از باده ی حسن تو زد جوش بهار

دسته ی گل در بغل اشک از کباب آید برون

از خیال زلف و خالت شانه بین را آستین

گر گشاید فالی از من مشک ناب آید برون

گر به بیداری نمی آیی به آغوش خیال

نیم شب از عهده ی وصل تو خواب آید برون

چیند از گلهای مشکی ماه افزون تر به خویش

آفتابم گر به سیر ماهتاب آید برون

از دل ویران ما نقد وفا گل می کند

گنج مشهور است کز کنج خراب آید برون

مدعی نورس شود چون لفظ بی معنی مجاب

با تو از بیت الغزل گر بی جواب آید برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۸گوشی به حرف نرگس دنباله دار کن
  2. شمارهٔ ۴۰۹به خنجر کج مژگان او شهید شدن
  3. شمارهٔ ۴۱۰شد به حرف حقه ی لعل تو مایل تا زبان
  4. شمارهٔ ۴۱۱افراخت قد آن چهره بر افروخته ی من
  5. شمارهٔ ۴۱۲کرده تا طوفان معنی لفظ گوهر بار من
  6. شمارهٔ ۴۱۳تا ز سرو قامتش دل شد مهیای سخن
  7. شمارهٔ ۴۱۴تا شد از چشم ترم جیحون خوناب آستین
  8. شمارهٔ ۴۱۵گر چه می مالد نهیبم خصم را رو بر زمین
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.