پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۵

گر چه می مالد نهیبم خصم را رو بر زمین

می کشد عجزم همان چون سیل پهلو بر زمین

سبزه اش تا دامن محشر چلیپایی دمد

افکند گر سایه آن زنار گیسو بر زمین

چون میان نازک جانان ز ضعف تن مرا

خانه ی چینی نما شد سایه ی مو بر زمین

می کند روشن چراغ نخل ایمن را غبار

پرتو افکن شد مگر آن آتشین رو بر زمین

مهر کف خاکی به من عرض قیامت می کند

سایه تا افتاد از آن شمشاد دلجو بر زمین

گر به برج دلبری ما هم به این میزان رود

افکند مهر از سبک سنگی ترازو بر زمین

من که دارم گردن از موی کمر باریک تر

می زنم چون کوه زیر تیغ، زانو بر زمین

بوی مشک آید اگر بی خواستن باشد گذشت

زین گذشتن می گذارد نافه آهو بر زمین

پایه ی معراج من چون نورس از افتادگی است

آورد گر پشت گردون زور یا زر بر زمین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۷رو نما سازد ز جان حسن دلارای سخن
  2. شمارهٔ ۴۱۸تا شد آن زنار کاکل سایه ی گستر بر زمین
  3. شمارهٔ ۴۱۹به افسون ریاضت خصم جانی میتوان کشتن
  4. شمارهٔ ۴۲۰اگر عکسی فتد از لعل ساقی در ایاغ من
  5. شمارهٔ ۴۲۱نیست بنا گوش باغ نسترن است این
  6. شمارهٔ ۴۲۲ای از دلم رنجیده تو دامن ز جان در چیده من
  7. شمارهٔ ۴۲۳در قند آن دهان شده لب تا کمر نهان
  8. شمارهٔ ۴۲۴می نهد لقمه در دهن دندان
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.