پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۳

در قند آن دهان شده لب تا کمر نهان

این پسته تنگ بسته بود در شکر نهان

دستار کاکلش نکند از نظر نهان

کی فتنه ای چنین شده در زیر سر نهان

کشور گشا است مهر خموشی چو آفتاب

در موج تیغ فتح بود این سپر نهان

طوفان حسنش از دل ما موج می زند

اعجاز عشق بحر کند در شرر نهان

پیچیده شوخی اش به کمر زلف تابدار

چندین مطول است در این مختصر نهان

جوش سرشک محشر امید گشته است

داریم رستخیز به مژگان تو نهان

گوید چو راز تنگ دهان تو آشکار

گردد چون نیشکر قلمم در شکر نهان

هر جزء من چو دیده و دل محو ذوق توست

هر چند همچو جان شده ای از نظر نهان

از هر نظاره دولت بیدار فتنه را

دارد همای چشم تو در زیر پر نهان

تا بر میان چو گل کمر لعل بسته ای

در خون آرزو شده ای تا کمر نهان

دشوار دیده خصم ز لطف سخن مرا

نورس چو رشته ای که بود در گهر نهان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۵در چار باغ هجران جیب است گلشن من
  2. شمارهٔ ۴۲۶کرده تا از زلف مشکین تار در بر پیرهن
  3. شمارهٔ ۴۲۷نقشبند جان نباشد جز سخن
  4. شمارهٔ ۴۲۸من آن مرغم که باشد چرخ و اختر خط و خال من
  5. شمارهٔ ۴۲۹بر ابلق زمانه نظر را سوار کن
  6. شمارهٔ ۴۳۰هر که زعمر پرسدت لب بگشا که همچنین
  7. شمارهٔ ۴۳۱چون نهال شمع در زرین بهار سوختن
  8. شمارهٔ ۴۳۲به هند می بردم بازی زمانه ی ایران
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.