پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۰

هر که زعمر پرسدت لب بگشا که همچنین

هر که زجان سخن کند لب بگشا که همچنین

شأن نزول آیه ی رحمت اگر ادا کنم

تکیه به دوش خویش ده زلف دو تا که همچنین

بست و گشاد چون بود قفل در بهشت را

حلقه نما و باز کن بند قبا که همچنین

هر که ز رنگ و بوی گل با تو برآورد نفس

چهره نما که زین نشان تکمه ی گشا که همچنین

هر که زعمر و جلوه اش با تو سخن سرا شود

جانب خسته جان خود گرم بیا که همچنین

از ظلمات و آب خضر آنکه نموده پرسشی

جلوه گشا که همچنین جلوه نما که همچنین

هر که ز محشر و بهشت از تو حدیث وا کند

زلف بتاب و جلوه کن جانب ما که همچنین

گر تو سخن کنی دو چون می گذرد ز جان کسی

نورس ساده دل کند روح فدا که همچنین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۲به هند می بردم بازی زمانه ی ایران
  2. شمارهٔ ۴۳۳آمد ز روی مهر مه من به خواب من
  3. شمارهٔ ۴۳۴دولت وصلش چو روزی شد مرا شب در میان
  4. شمارهٔ ۴۳۵فتنه ی دور قمر زلف سحر پوش او
  5. شمارهٔ ۴۳۶ای تماشای تو ما را روزگار آرزو
  6. شمارهٔ ۴۳۷کی خامه طی کند ره بی منتهای تو
  7. شمارهٔ ۴۳۸بر عذار آن مزلف دیده حیران باش کو
  8. شمارهٔ ۴۳۹از خاطرم به دام تو گر وا شود گره
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.