پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۸

بر عذار آن مزلف دیده حیران باش کو

مصحفی پیش نظر از خط ریحان باش کو

از لطافت همچو بوی گل نیاید در نظر

از بهار جلوه اش عالم گلستان باش کو

وصل را آتش عنان سازد به عاشق اضطراب

گوی دل را در طپیدن شوق چوگان باش کو

دوزخی در آستین هر قطره ی اشک مرا است

هفت دریا را به چشمم عرض طوفان باش کو

از لب نوشین او دشنام تلخم آرزوست

در مذاق خضر شیرین آب حیوان باش کو

کی دهد مجنون نازش دامن سودا زکف

با جنون دست و بغل چاک گریبان باش کو

هر سر مو بر تنم یوسف نگار از حسن توست

دیده چون آیینه بر نقش تو حیران باش کو

با خیالت هر نفس ما را حضور تازه ای است

یاد مشتاقان تو را بر طاق نیسان باش کو

مصرع تاثیر نورس بی قرار کرده است

پیش ما هم ساعتی آرام مهمان باش کو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۰ای عرش،طایران تو را آشیانه ای
  2. شمارهٔ ۴۴۱یک دم ز دیده دور به صد میل رفته ای
  3. شمارهٔ ۴۴۲از نوبهار چین جبین شکفته ای
  4. شمارهٔ ۴۴۳سویدای دلم چون خال بر لعل تو چسبیده
  5. شمارهٔ ۴۴۴بر جگرم ز غمزه ای خورد خدنگ تازه ای
  6. شمارهٔ ۴۴۵غنچه خندان کن و چشمک زن و آیان شده ای
  7. شمارهٔ ۴۴۶گرفت تا نفسم ارتفاع اختر آه
  8. شمارهٔ ۴۴۷رخنه را دخل به گنجینه ی اسرار مده
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.