پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۴

بر جگرم ز غمزه ای خورد خدنگ تازه ای

شیشه ی دل شکسته شد باز به سنگ تازه ای

باز به کعبه ی دلم نرگس سرمه سای او

ریخت به هر نظاره ای رنگ فرنگ تازه ای

چهره نو خطی زدود از دل ما غبار غم

آینه جوهر صفا یافت ز رنگ تازه ای

بس که به جور کرده خو این دل فتنه جو بود

تشنه ی آب دشنه ای کشته ی جنگ تازه ای

سوخت چو عود مجمرم هندوی نیشکر قدی

شور فکند در دلم شکر تنگ تازه ای

حب نشاط عاشقان نقطه ی خال هندویی

جوهر سبزه ی خطی نشاه ی بنگ تازه ای

بر رخ گرم سوت او حلقه ی چشم دوختم

بوسه چِکَن قماش او یافته رنگ تازه ای

دیده ز چاک سینه ام تا دل داغدار را

بازگرفته آهوش خوی پلنگ تازه ای

نورس ما از این غزل چهره گشای راز شد

باز به روی کار ما آمده رنگ تازه ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۶گرفت تا نفسم ارتفاع اختر آه
  2. شمارهٔ ۴۴۷رخنه را دخل به گنجینه ی اسرار مده
  3. شمارهٔ ۴۴۸ای ناز تو دیبا چه ی دیوان بهانه
  4. شمارهٔ ۴۴۹به خود صاحب حسد چون موی آتش دیده پیچیده
  5. شمارهٔ ۴۵۰چرخ صیادی است صیدش هر کجا فرزانه ای
  6. شمارهٔ ۴۵۱آتش آلود می شرم گداز آمده ای
  7. شمارهٔ ۴۵۲ای ز گلزار تو مالامال گل هر دامنی
  8. شمارهٔ ۴۵۳ای که چون زلف دو تا در هم و آشفته زمایی
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.