پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۵

غنچه خندان کن و چشمک زن و آیان شده ای

بلبل آوازه و پرکار و غزلخوان شده ای

موشکاف از نگه و نکته طراز از مژگان

مدعا پرور و خودکام و زبان دان شده ای

مست چو نرگس و در سیر مقامات نگاه

راه دل ها زن و خوش حرف و نوا خوان شده ای

جاده ها چون نی نرگس ز تو گلدام نگاه

رشک باغ نظر از چاک گریبان شده ای

نقش پا آینه دار تو به هر رهگذر است

بس که بی وجه به هر کوچه شتابان شده ای

همچو پرگار به خمیازه پا هر نفسی

مرکز دایره ی صحبت رندان شده ای

رفته ای خیره به چنگ خود و رو داد چو فتح

با خود ای عقده گشا دست و گریبان شده ای

تنگ چون نشاه کشیدی به بغل دختر رز

از دو لب نقل و می بزم حریفان شده ای

در محیط هوس افتاد به گرداب قدح

لنگر انداخته بازیچه ی طوفان شده ای

سایه ی چتر هوس تا فکنی بر سرچشم

همچو مژگان به نظر بر زده دامان شده ای

ره خوابیده به انداز تو قد راست کند

محو انگیز به نازی که خرامان شده ای

چارسو از شکن زلف تو بتخانه ی چین

نقش امید جهان زینت میدان شده ای

در کَفَت رنگ حنا دست فروش از کاکل

حلقه ی معرکه را سلسله جنبان شده ای

مست و بی مانع و خون گرم و شلابین حرکات

آنچه می خواست دل اهل هوس آن شده ای

تا به سر وقت دل خسته ام آیی ز وفا

وعده با نورس خود کرده پشیمان شده ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۷رخنه را دخل به گنجینه ی اسرار مده
  2. شمارهٔ ۴۴۸ای ناز تو دیبا چه ی دیوان بهانه
  3. شمارهٔ ۴۴۹به خود صاحب حسد چون موی آتش دیده پیچیده
  4. شمارهٔ ۴۵۰چرخ صیادی است صیدش هر کجا فرزانه ای
  5. شمارهٔ ۴۵۱آتش آلود می شرم گداز آمده ای
  6. شمارهٔ ۴۵۲ای ز گلزار تو مالامال گل هر دامنی
  7. شمارهٔ ۴۵۳ای که چون زلف دو تا در هم و آشفته زمایی
  8. شمارهٔ ۴۵۴برمه کشیده ز لفش طرح نقاب نیمی
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.