پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۷

رخنه را دخل به گنجینه ی اسرار مده

خنده را راه به آن لعل گهر بار مده

به هوا انجم و افلاک دگر طرح مکن

از دلم ره به فلک آه شرر بار مده

بهر زنجیر مکش دایره ی شیون را

ناله تعلیم به مرغان گرفتار مده

رشته از بخیه ی زخم دل عشاق مکش

به کف باد صبا طره ی طرار مده

کمر جلوه به دلجویی اغیار مبند

دسته ی بسته ی گل را به خس و خار مده

یوسف وقت عزیز است به غفلت مفروش

دین ندارد به دل از دست به دینار مده

تا نرنجی نتوانی که دلی رنجه کنی

چشم آزار نداری به کس آزار نده

می خرند از تو حریفان که فروشند به تو

جنس ارزنده ی معنی به خریدار مده

دردسر از پی آرایش ظاهر چه کشی

نورس از مغز سر آهار به دستار مده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۹به خود صاحب حسد چون موی آتش دیده پیچیده
  2. شمارهٔ ۴۵۰چرخ صیادی است صیدش هر کجا فرزانه ای
  3. شمارهٔ ۴۵۱آتش آلود می شرم گداز آمده ای
  4. شمارهٔ ۴۵۲ای ز گلزار تو مالامال گل هر دامنی
  5. شمارهٔ ۴۵۳ای که چون زلف دو تا در هم و آشفته زمایی
  6. شمارهٔ ۴۵۴برمه کشیده ز لفش طرح نقاب نیمی
  7. شمارهٔ ۴۵۵توتیا شد پیکرم در زیر بار زندگی
  8. شمارهٔ ۴۵۶نیست با زخم بزرگی مرهم آسودگی
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.