پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۱

آتش آلود می شرم گداز آمده ای

نازمت گرم در آغوش نیاز آمده ای

شعله ور ز اتش می جامه ی موجی در بر

همچو چاک دل من سینه ی باز آمده ای

چون سخن شوخی و تمکین به هم آمیخته ای

چون نگه بی سخن و نکته طراز آمده ای

در پری خانه ی بی رنگ حیا از شوخی

چون پریزاد نگه شعبده باز آمدی

بر هم سینه ی صد چاکی و چون ترک نگاه

دست بر قائمه ی خنجر ناز آمده ای

آمدی بی خبر و لشکر ناز از دنبال

از ره مهر و وفا عربده ساز آمده ای

فرصتت باد که در دایره اهل نیاز

خانه پرداز تر از جلوه ی ناز آمده ای

مست و بی مانع و آیان و شلا بین حرکات

مدعا پرور و امید نواز آمده ای

نقد صبر و دل ودین باخته چون نورس ما

در بساطش چه توان یافت که باز آمده ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۳ای که چون زلف دو تا در هم و آشفته زمایی
  2. شمارهٔ ۴۵۴برمه کشیده ز لفش طرح نقاب نیمی
  3. شمارهٔ ۴۵۵توتیا شد پیکرم در زیر بار زندگی
  4. شمارهٔ ۴۵۶نیست با زخم بزرگی مرهم آسودگی
  5. شمارهٔ ۴۵۷بس که بر سر از غمش سودا کنم گرد آوری
  6. شمارهٔ ۴۵۸داغ ناسور است سر لوح کتاب زندگی
  7. شمارهٔ ۴۵۹روز وصلش را چو آرم در حساب زندگی
  8. شمارهٔ ۴۶۰دارم هزار شعله به داغ جگر نهان
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.