پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۷

بس که بر سر از غمش سودا کنم گرد آوری

در ضمیر قطره دریا کنم گرد آوری

شورش سودا چو دست از آستین بیرون کند

در گریبان دامن صحرا کنم گرد آوری

از محیط درد و داغ عشق او گرداب وار

پیچ و تابی در دل شیدا کنم گرد آوری

گر چنین پرواز وحشت اوج پیمایی کند

بال و پر در قاف چون عنقا کنم گرد آوری

از محیط آرزوی هر دو عالم چون گهر

آبروی خو ز استغنا کنم گرد آوری

می توانم عالم خاک دگر بنیاد کرد

گر غبار خاطر خودرا کنم گرد آوری

نورس امشب چون لب ساغر به محفل بی حجاب

بوسه را در کنج آن لب ها کنم گرد آوری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۹روز وصلش را چو آرم در حساب زندگی
  2. شمارهٔ ۴۶۰دارم هزار شعله به داغ جگر نهان
  3. شمارهٔ ۴۶۱کاروانی است زگلزار روان هر نفسی
  4. شمارهٔ ۴۶۲سواد خط تو مشک ختاست پنداری
  5. شمارهٔ ۴۶۳در هر نفس چو ناله به ما هم نفس تویی
  6. شمارهٔ ۴۶۴نیست آرامی نفس را از شتاب زندگی
  7. شمارهٔ ۴۶۵شفق رنگ از حنا سرپنجه آمد گرم دلداری
  8. شمارهٔ ۴۶۶آبرویت نیست بی ریزش اگر دارا شوی
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.