پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۵

شفق رنگ از حنا سرپنجه آمد گرم دلداری

گل شفتالو از می غنچه ی لب چهره گلناری

دهد هر دم به شمشیر قضا سرمشق خونخواری

به دور وسمه ی ابروی جانان خط زنگاری

نمی دانم چه اعجاز است با جادو نگاه من

دهد در عین مستی نرگس او داد هشیاری

به رنگ لعل پیکانی سرشک از دیده می بارد

تو را ای شاخ رز هر کس که بیند در کمان داری

جدا سازد ز هم تیغ زبان ناصح اجزایم

بیا ای داغ سودا کز تو می آید سپر داری

چه می خواهند این سنگین دلان از جان مشتاقان

نه زور آمد به کار از بی قراری نه زر و زاری

از آن خوانند ساحر نرگس او را که بر زخمم

نگاهش مرهم لطفی شود در عین خونخواری

جدا سازد الهی بند بند از هم جدایی را

بود چون حکم تیغ آبدارش بیشتر جاری

دلم گز گز گریزان است از مقراض مژگانش

ندارد یک سر سوزن وفا معشوق بازاری

به جنگ بوسه امشب می کشم میدان امیدی

به امدادم کند خال لبت یا رب طرفداری

به من بستی جناغ بوسه در دل دادنم بردی

تو را با سادگی بوده است این مقدار پر کاری

چو اشک از دیده نورس لخت دل می بارم از مژگان

مسلم شد به هندوی خط و خالش جگر خواری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۷بیان روشنی دارم به معنی گوش اگر داری
  2. شمارهٔ ۴۶۸چنان در دل خلید از عشق خاری
  3. شمارهٔ ۴۶۹ای اختر سهیل ز لعل تو خاتمی
  4. شمارهٔ ۴۷۰مژه در گهر گرفتم که نظر کنی نکردی
  5. شمارهٔ ۴۷۱سخن گر از تجلی طور شد موسی است خاموشی
  6. شمارهٔ ۴۷۲مثال عمر جاوید تو را طغرا است خاموشی
  7. شمارهٔ ۴۷۳ای نگاهت اشاره آقاسی
  8. شمارهٔ ۴۷۴ای که از شاخ گل آراسته تر می آیی
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.