پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۹

ای اختر سهیل ز لعل تو خاتمی

از گلشن عذار تو خورشید شبنمی

بر نخل اتفاق به گلزار دوستی

ناز و نیاز ما و تو بادام توامی

ناسورتر ز زخم زبان است بی سخن

داغ دلم کشیده مگر ناز مرهمی

ما را به روزگار نباشد چو آفتاب

جز شام پرده داری و جز صبح همدمی

برعکس مدعاست چو آیین روزگار

هر ماتم است سوری و هر سور ماتمی

گرداب زهر دایره مجمع است و بس

هر دام صحبت است مرا مار ارقمی

از خرمنی به دانه قناعت نمی کنیم

هرگز نمی دهیم قناعت به عالمی

از بهر قطع مرحله عمر داده اند

چون صبح نقره خنگی و چون شام ادهمی

نورس شد از کمال سبک روحی جنون

زنجیر گردن دل ما زلف پرخمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۱سخن گر از تجلی طور شد موسی است خاموشی
  2. شمارهٔ ۴۷۲مثال عمر جاوید تو را طغرا است خاموشی
  3. شمارهٔ ۴۷۳ای نگاهت اشاره آقاسی
  4. شمارهٔ ۴۷۴ای که از شاخ گل آراسته تر می آیی
  5. شمارهٔ ۴۷۵چو دل می خواهم از شوخ خدنگ ناز مژگانی
  6. شمارهٔ ۴۷۶در خشم و ناز جان من اعجاز می کنی
  7. شمارهٔ ۴۷۷گشتم شهید خنجر مژگان سیاهکی
  8. شمارهٔ ۴۷۸ز چشم شب به یادش کی عنان تاب است بیداری
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.