پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۹

روز وصلش را چو آرم در حساب زندگی

افکنم از جام می کشتی درآب زندگی

جام می بر کف چو شبگون طره را از هم گشود

سایه افکن بر سرم شد آفتاب زندگی

عشق سدی بسته از کوه غمش در راه جان

کی دلم را می برد طوفان آب زندگی

از گل روی عرقناک تو ای آب حیات

مردمک بر چهره افشاند گلاب زندگی

بوسه ای گر از لب تیغ تو می خواهم مرنج

می زند امید ما نقشی بر آب زندگی

وصل گیسوی تو تعبیرش تواند بود و بس

گر مرا عمر ابد آید به خواب زندگی

بر سرم از ساقی تیغ تو منت ها بود

ساغر تن کرد لبریز شراب زندگی

طره در کف می ربایم بوسه ای زان لعل لب

این بود از نسخه ی عمر انتخاب زندگی

بیش از اینم چون دماغ ماجرا با جان نماند

پاک با تیغ تو می سازم حساب زندگی

کاش چون نورس مرا تیغ تو بر دارد ز خاک

جز خمارم نیست در سر از شراب زندگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۱کاروانی است زگلزار روان هر نفسی
  2. شمارهٔ ۴۶۲سواد خط تو مشک ختاست پنداری
  3. شمارهٔ ۴۶۳در هر نفس چو ناله به ما هم نفس تویی
  4. شمارهٔ ۴۶۴نیست آرامی نفس را از شتاب زندگی
  5. شمارهٔ ۴۶۵شفق رنگ از حنا سرپنجه آمد گرم دلداری
  6. شمارهٔ ۴۶۶آبرویت نیست بی ریزش اگر دارا شوی
  7. شمارهٔ ۴۶۷بیان روشنی دارم به معنی گوش اگر داری
  8. شمارهٔ ۴۶۸چنان در دل خلید از عشق خاری
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.