پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۳

در هر نفس چو ناله به ما هم نفس تویی

فریاد کرده ایم که فریاد رس تویی

در سر مرا هوای محیط است چون حباب

در پرده بی حجاب مرا هم نفس تویی

بر زخم نقش خانه ی نقاش مرحمت

صورت نیافت کار از من کس که کس تویی

غیر از تو نیست از تو دگر آرزو مرا

گر دارم التماس مرا ملتمس تویی

هر دم دهی چو دست ارادت به دیگری

ای پیر روزگار مرید هوس تویی

پرواز اگر به شهپر توفیقت آرزو است

بشکن قفس که دام تویی و قفس تویی

پیش از بهار میوه ی این باغ می رسد

بر نخل آرزو ثمر پیش رس تویی

شان تو نیست بر سر هستی قدم زدن

بگذار اوج تازی عنقا مگس تویی

تا سینه چاک مطلب آواز گشته ای

هر دم به کاروان تمنا جرس تویی

افکنده است طول امل در به در تو را

در قید نفس شوم چو سگ در مَرَس تویی

تا چند واجبات محبت قضا شود

خودرس به داد نورس اگر دادرس تویی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۵شفق رنگ از حنا سرپنجه آمد گرم دلداری
  2. شمارهٔ ۴۶۶آبرویت نیست بی ریزش اگر دارا شوی
  3. شمارهٔ ۴۶۷بیان روشنی دارم به معنی گوش اگر داری
  4. شمارهٔ ۴۶۸چنان در دل خلید از عشق خاری
  5. شمارهٔ ۴۶۹ای اختر سهیل ز لعل تو خاتمی
  6. شمارهٔ ۴۷۰مژه در گهر گرفتم که نظر کنی نکردی
  7. شمارهٔ ۴۷۱سخن گر از تجلی طور شد موسی است خاموشی
  8. شمارهٔ ۴۷۲مثال عمر جاوید تو را طغرا است خاموشی
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.