پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۶

نیست با زخم بزرگی مرهم آسودگی

تاج و طومار است نخل ماتم آسودگی

طره از مالک رقابی شد علم در پیج و تاب

رایت دولت ندارد پرچم آسودگی

غیر آشوب جلالی نیست در اقلیم جاه

ایمن از هر فتنه باشد عالم آسودگی

عامل تکلیف بی دخل است در ملک جنون

نیست جز سودا سواد اعظم آسودگی

مهد آسایش مرا از ترک آسایش بود

چون دلی آسوده نگذارد غم آسودگی

بی قراری ذره را تمکین هستی می دهد

بیش دارد جان تجلی از کم آسودگی

آب در گوهر فروغ قدر می گیرد ز سیر

جان روشندل نباشد محرم آسودگی

نیست در آشوبگاه دهر جز سنگ مزار

گر نگینی می پذیرد خاتم آسودگی

نیست آسایش دمی ما را ز راه دم زدن

همدم مرگ است پنداری دم آسودگی

فتنه ی آسایش آدم جدا کرد از بهشت

آدمی گویا ندارد عالم آسودگی

بویی از آرام من دارد پریدن های رنگ

با گل نورس نجوشد شبنم آسودگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۸داغ ناسور است سر لوح کتاب زندگی
  2. شمارهٔ ۴۵۹روز وصلش را چو آرم در حساب زندگی
  3. شمارهٔ ۴۶۰دارم هزار شعله به داغ جگر نهان
  4. شمارهٔ ۴۶۱کاروانی است زگلزار روان هر نفسی
  5. شمارهٔ ۴۶۲سواد خط تو مشک ختاست پنداری
  6. شمارهٔ ۴۶۳در هر نفس چو ناله به ما هم نفس تویی
  7. شمارهٔ ۴۶۴نیست آرامی نفس را از شتاب زندگی
  8. شمارهٔ ۴۶۵شفق رنگ از حنا سرپنجه آمد گرم دلداری
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.