پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۵

توتیا شد پیکرم در زیر بار زندگی

استخوان شد جدول شیر از فشار زندگی

جز دواری نیست چون گردون مدار زندگی

غیر داری نیست ای بیدار دار زندگی

پی کنی چون مرکب پیکر فلک جولان شوی

در زمین گیری مده تن ای سوار زندگی

کم زدن نقش مراد از پیش بینی ها بود

چون شدی در شش در هستی دچار زندگی

چون کمان این خانه آرایی است بی جا چون تو را

بر سر تیر اجل باشد شکار زندگی

صورت احوال شمع اینجا دلیل روشنی است

جبر بر خود می کنی در اختیار زندگی

می کند این شبهه را سیماب حل در یک نظر

چشم آسایش مدار از روزگار زندگی

عمر جاویدی که می گویند اقبال فنا است

نیست جز جان کندن اینجا در شمار زندگی

در گداز و گاز دارد زندگانی شمع را

گرم از آن برخورد با ما اعتبار زندگی

خورد از او بر سنگ و آهن پای جولان شرار

تا چه پیش آید مرا از رهگذار زندگی

دم فروکش تا بگیرد از عنایت نفس

یک نفس تا وارهی از گیر و دار زندگی

لب اگر تر می کنم نورس ز حیوان کمترم

ز آب حیوانی که می آید به کار زندگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۷بس که بر سر از غمش سودا کنم گرد آوری
  2. شمارهٔ ۴۵۸داغ ناسور است سر لوح کتاب زندگی
  3. شمارهٔ ۴۵۹روز وصلش را چو آرم در حساب زندگی
  4. شمارهٔ ۴۶۰دارم هزار شعله به داغ جگر نهان
  5. شمارهٔ ۴۶۱کاروانی است زگلزار روان هر نفسی
  6. شمارهٔ ۴۶۲سواد خط تو مشک ختاست پنداری
  7. شمارهٔ ۴۶۳در هر نفس چو ناله به ما هم نفس تویی
  8. شمارهٔ ۴۶۴نیست آرامی نفس را از شتاب زندگی
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.