پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۸

ای ناز تو دیبا چه ی دیوان بهانه

پروانه چی حکم جفای تو زمانه

ای تیر نگاه تو ز ابرو دو کمانه

آن را دل مجروح دو نیم است نشانه

سیمین تن من گنج روانی به نظرها

چون رنگ قبای تو بود گرد خزانه

در دایره ی هندی آن خط بناگوش

از کعبه ی مقصود توان یافت نشانه

هر چند که با زلف تو کاکل شده هم دست

دل برد میان تو به مویی ز میانه

سوزد به لبم حرف نگاه غضب آلود

زین آتش بی رنگ بلند است زبانه

آویخته جانم سر زلف تو به مویی

دارد سر دلجویی من زلف تو یا نه

یک ره دل صد چاک مرا به همه الفت

زلف تو سردستی نگرفته است چو شانه

جز خانه ی دل نیست سراغت چو گرفته است

نورس که تو را می طلبد خانه به خانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۰چرخ صیادی است صیدش هر کجا فرزانه ای
  2. شمارهٔ ۴۵۱آتش آلود می شرم گداز آمده ای
  3. شمارهٔ ۴۵۲ای ز گلزار تو مالامال گل هر دامنی
  4. شمارهٔ ۴۵۳ای که چون زلف دو تا در هم و آشفته زمایی
  5. شمارهٔ ۴۵۴برمه کشیده ز لفش طرح نقاب نیمی
  6. شمارهٔ ۴۵۵توتیا شد پیکرم در زیر بار زندگی
  7. شمارهٔ ۴۵۶نیست با زخم بزرگی مرهم آسودگی
  8. شمارهٔ ۴۵۷بس که بر سر از غمش سودا کنم گرد آوری
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.