پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۰

ای عرش،طایران تو را آشیانه ای

خورشید و مه ز حلقه ی دام تو دانه ای

از شهر بند لطف تو جنات کوچه ای

از آتش عتاب تو دوزخ زبانه ای

اشباح از هیاکل صنع تو قالبی

ارواح از نوازش لطفت ترانه ای

از نشاه ی خیال تو دل مست بی خودی

بهر خدنگ ناز تو جانها نشانه ای

دریای رحمت تو طرفدار قطره ای

آمرزش تو چهره گشای بهانه ای

از کلک نقشبند تو هر حرف توامی

شاهد به وحدت تو چو فرد و یگانه ای

بر فتح باب مخزن عرفان ز حرف حرف

نطق از تو یافت دسته کلید خزانه ای

شام و سحر ز اشک شفق رنگ در غمت

..............................................انه ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۲از نوبهار چین جبین شکفته ای
  2. شمارهٔ ۴۴۳سویدای دلم چون خال بر لعل تو چسبیده
  3. شمارهٔ ۴۴۴بر جگرم ز غمزه ای خورد خدنگ تازه ای
  4. شمارهٔ ۴۴۵غنچه خندان کن و چشمک زن و آیان شده ای
  5. شمارهٔ ۴۴۶گرفت تا نفسم ارتفاع اختر آه
  6. شمارهٔ ۴۴۷رخنه را دخل به گنجینه ی اسرار مده
  7. شمارهٔ ۴۴۸ای ناز تو دیبا چه ی دیوان بهانه
  8. شمارهٔ ۴۴۹به خود صاحب حسد چون موی آتش دیده پیچیده
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.