پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۹

از خاطرم به دام تو گر وا شود گره

در زلف تاب دار تو پیدا شود گره

در گلشنم جدا ز تو چون شاخ ارغوان

می در گلوی شیشه به صد جا شود گره

از خوی آتشین تو در سینه دود آه

چون داغ لاله در دل صحرا شود گره

لبریز عقده شد ز شکر خنده ی دلم

چون رشته گهر که سراپا شود گره

بی لعل آب دار تو چون دانه ی انار

می قطره قطره در دل مینا شود گره

چون بوی گل حواس پریشان شود مرا

چون غنچه گر ز کار دلم واشود گره

از اختران چرخ به رگ های جان مرا

مانند تار سبحه مهیا شود گره

بار دل محیط نشد عقده ی حباب

در خاطر م کجا غم دنیا شود گره

گل می کند گشایش نورس ز بستگی

کز بستگی ز موی کمر وا شود گره

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۱یک دم ز دیده دور به صد میل رفته ای
  2. شمارهٔ ۴۴۲از نوبهار چین جبین شکفته ای
  3. شمارهٔ ۴۴۳سویدای دلم چون خال بر لعل تو چسبیده
  4. شمارهٔ ۴۴۴بر جگرم ز غمزه ای خورد خدنگ تازه ای
  5. شمارهٔ ۴۴۵غنچه خندان کن و چشمک زن و آیان شده ای
  6. شمارهٔ ۴۴۶گرفت تا نفسم ارتفاع اختر آه
  7. شمارهٔ ۴۴۷رخنه را دخل به گنجینه ی اسرار مده
  8. شمارهٔ ۴۴۸ای ناز تو دیبا چه ی دیوان بهانه
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.