پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۱

یک دم ز دیده دور به صد میل رفته ای

مجمل رسیده ای و به تفصیل رفته ای

چشم از محرمات نپوشیده ای چرا

چون از گداز عمر به تحلیل رفته ای

خود را به آفتاب چه هم چشم کرده ای

ای شاخ گل به مجلس تحویل رفته ای

فرصت نشد به اشک لب خشک تر کنیم

چون آب عمر بس که به تعجیل رفته ای

پیچیده است مدعی سنگدل تو را

عریان به آب ناخن مندیل رفته ای

از آب دیده چهره ی یوسف گشوده ای

در خواب اگر به دیدن این نیل رفته ای

تمثال مدعی است که از صورتت فکند

از ره برون به شوخی تمثیل رفته ای

نورس شریف کعبه اقبال گشته ای

درآستان یار به تقبیل رفته ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۳سویدای دلم چون خال بر لعل تو چسبیده
  2. شمارهٔ ۴۴۴بر جگرم ز غمزه ای خورد خدنگ تازه ای
  3. شمارهٔ ۴۴۵غنچه خندان کن و چشمک زن و آیان شده ای
  4. شمارهٔ ۴۴۶گرفت تا نفسم ارتفاع اختر آه
  5. شمارهٔ ۴۴۷رخنه را دخل به گنجینه ی اسرار مده
  6. شمارهٔ ۴۴۸ای ناز تو دیبا چه ی دیوان بهانه
  7. شمارهٔ ۴۴۹به خود صاحب حسد چون موی آتش دیده پیچیده
  8. شمارهٔ ۴۵۰چرخ صیادی است صیدش هر کجا فرزانه ای
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.